نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت ــــ به « بسته » مسئله آموز صد مهندس شد !
در راستای اینکه امروزه « بسته » نقش بسیار مهمی در مناسبات جهانی ایفا می کند و طرف های مذاکره با ما هر از چند گاهی یک بسته پیشنهادی به ما می دهند و برای صرفه جویی در مقوای مصرفی در بسته ها که متاسفانه تعدادشان هر روز زیاد تر می شود ما به نمایندگی از ملت ایران ، آخرین و کاملترین بسته ی پیشنهادی را به سران کفر و نفاق جهانی موسوم به 5 به علاوه یک ارائه می کنیم باشد که مورد رضایت حق تعالی و سبب هدایت این گروه از معاندان و دشمنان قرار گیرد:
مفاد بسته پیشنهادی ما به این شرح است :
به نام جمهوری اسلامی ایران که مظهر عدالت ، آزادی و تقوا و پاکی ها و مجسمه فضایل و تحقق آرزوهای بشر در طول تاریخ بشریت به ویژه بشریت دوسال و نیم اخیر است .
از دکتر ... (فرستاده خدا ) به سران کلیه کشور های کفار به ویژه 7 منهای یک !
قولوا لا اله الا الله تفلحوا
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به « بسته » مسئله آموز صد مهندس شد !
مشکلات جهانی ، بن بست حاکم در مناسبات زورگویانه میان مستکبرین و مستضعفین و خیلی چیزهای دیگر که یادمان نیست ما را بر آن داشت تا با ارسال این بسته نورانی ، شما را از وادی ضلالت به روشنایی و هدایت رهنمون گردیم .
من به عنوان برگزیده خداوند در تهران که با رای اکثریت 10 درصدی ملتِ ( همیشه در بسته ) مدیریت کلان جهانی را بر عهده گرفته ام به شما سران کفر همچون سلیمان نبی توصیه می کنم که :
الا تعلو علی ّ واتونی مسلمین
ترجمه قرآنی : که ای بلقیس ! بر من برتری مجوی و تسلیم من باش !
ترجمه غرور آفرین هسته ای : که ای سه ی ضرب در 2 ! در راه فناوری هسته ای که حق مسلم ماست سنگ اندازی نکن بلکه آدام شو !!! و مدیریت جهانی و تعیین نرخ سود بانکی ، نرخ مسکن و قیمت برنج و لبنیات را به من واگذار کن .
لذا برای حل مشکلات جهانی این پیشنهادات که به طور خارق العاده ای توسط موجودات نورانی فضایی ، به ما الهام شده را به شما ابلاغ می کنیم :
1- بشریت ناچار است و سرانجام به این نتیجه خواهد رسید که مدیریت صحیح و جهان شمولی که رایحه خوش آن از جای جای ایران متصاعد گشته به درد او خواهد خورد پس تا زمانی که ما طبق رسالت الهی مان مجبور نشده ایم بسته ای حاوی دئودرانت خوش خدمت را به شما صادر کنیم خودتان با زبان خوش مدیریت جهانی را به ما واگذار نموده و به کنج معبد یا کلیسایی رفته و از گناهان گذشته خود استغفار نمایید
2- بر همگان واضح و مبرهن است که امروز مردم بلاد غرب در چه منجلاب فساد و کثافتی غوطه ور اند در حالی که ملت رشید ایران با رعایت موازین شرعی در دریای عشق و صفا و مهرورزی شنا نموده و زیرآبی می روند از آنجا که ما خیر خواه همه ملت ها و متعلق به همه ایم از کلیه ملت های دربند و حتی ملتهای درکه !!! می خواهیم بر حاکمان عوضی خود بشورند و ما را حلوا حلوا نموده بر فرق سر خود بنشانند تا آنها نیز از موهباتی که ملت بزرگوار ایران در سایه قوه ی مهرورز از آنها بر خوردار شده اند مستفیض گردند
3- ملتهای کلیه نقاط جهان بدانند در حالی که امروز از حداقل حقوق انسانی خود محرومند در صورت تحقق وعده آسمانی که زمین را در اختیار صالحان ( یعنی ما ) قرار می دهد آنها را نه تنها به حقوق انسانی بلکه به حقوق حیوانی شان هم خواهیم رساند و
4- و در این راستا کارشناسان 25 ساله ی ما ! مشغول طراحی ساز و کاری هستند که : الف ) زمین های امریکای لاتین بصورت قطعه های 60 متری در راستای طرح تعاون مسکن مهر در اختیار توده های بی خانمان و آواره عالم قرار بگیرد ب ) به این عزیزان آنچنان تعالیم عرفانی داده شود که نائل به درجه «طیّ الارضی » شوند و به این وسیله کلیه ی مشکلات حمل و نقل عومی در سراسر گیتی حل و فصل گردد . ج) در آن روزهای درخشان دیگر انرژی هسته ای نه تنها حق مسلم ما بلکه حق مسلم شما هم خواهد بود و در سفر های استانی که ما به گوشه و کنار عالم خواهیم نمود عموم ملت های خوشحال می توانند در حالی که بالا و پایین می پرند شعر حماسی انرژی هسته ای تنها حق مسلم ما ست را زمزمه نمایند. د) بنگاه های عظیم مالی همچون C.N.N و حتی پنتاگون به سهام عدالت تبدیل شده و به فرهنگیان و کارگران بوسنی و هرزه گوین واگذار خواهند شد .
بسته پیشنهای ما حاوی نکات دیگری هم بود که چون سطح سواد و معلومات شما بدانجا نمی رسد بیان آنها را به زمانی مناسب تر موکول می کنیم .
والسلام علینا و علی عباد الصالحین
امضا :
نماینده تام الاختیار خدای متعال و محبوب مقام معظم رهبری

وزیر خارجه یعنی هویج !
تولستوی :
به احترام ملک عبدالله جواب نمی دهیم ....
واقعا احسنت به این رییس جمهور بزرگوار و با سعه صدرمان که احترام سرش می شود و اگر هم کسی چیزی گفت ایشان نه تنها جواب نمی دهد بلکه احترام می گذارد و سکوت می کند .
مرحبا ! همانطور که ایشان یک بار دست خانوم معلم اصولگرایشان را ماچیدند که آن عمل انقلابی در جای خودش جای صد الله اکبر و هزار براوُو دارد جا دارد این بار جای دیگر کسی را ببوسند که این قدر به ایشان ادب و نزاکت یاد داد تا صدا و لنگشان را جلوی بزرگتر بلند یا دراز نکنند چه برسد به اینکه خدای ناکرده جواب هم بدهند .
معاذ الله ! حالا سعود الفیصل که اصولا بچه باتربیتی هم نیست یک حرف هایی درباره لبنان و کودتا و حمایت ایران زد ؛ بچه مثبتِ ما جاهای کلفت تر ِش – مثل همون قضیه خلیج العربی که فرقی نداره با خلیج فرس خودمون یا مثل حماسه غرور آفرین دانشگاه کلمبیا – رو تحمل کرد حالا این سعود هم یک حرفی زده ...
اولندش اون نهایتا وزیر خارجه سعودی هاست و همه می دونن وزیر خارجه تو هر کشوری یعنی هویج !
دومندش ؛ دکی سالهاست جمعه ها با ملک عبدالله می رن دربند و دیزی می خورن ! حیف نیست رابطه دوستی چندین و چند ساله و امیت شغلی اون دیزی پز بدبخت رو به خاطر حرفای یه بچه سوسول ابنه ای به خطر بندازیم ؟


تصاویر فوق ورژن های مختلف سعود الفیصل در دیدار با مقام عظمای رهبری - مقام خدمتگزار ریاست جمهوری - مقام شیطانی رایس و مقام نورانی متکی می باشد .
جای شما خالی
جای شما خالی ! دیروز به گردش طبیعت در حوالی شمشک رفته بودم ؛ با چند نفر از دوستان .
دقایقی از همه جدا شدم .
![]()
دامنه سبزپوشیده کوهستان اردیبهشت و صداهای مسحور کننده پرندگان و صدای آب ، روح را لحظاتی به جنات تجری من تحتها الانهار می برد و از همّ و غمّ زمانه منقطع می ساخت .
لذت نابی بود ! شما را نیز اگر فرصت دست داد از دست ندهید ....
خصم خانگی
در مطاب اخیرم به طنز و کنایه انتقاداتی را متوجه دولت نمودم اما حال که نیک می اندیشم به این نتیجه می رسم که هر چند ناپختگی و جوانی و ناشی گری دولت کنونی در بحران گرانی اخیر بی تاثیر نبوده اما عامل اصلی دست های کثیفی است که دولت و شخص رییس جمهور ابتداءً تصور می کردند مبارزه با ویژه خواری ها و مفاسدی که توسط این گروه در دوره های سازندگی و اصلاحات – البته به اصطلاح سازندگی و اصلاحات ! – صورت گرفته کار آسانی است .
دولت نهم هم اکنون خود را در میدان مبارزه ای یافته که یک سر آن دولت ، به تنهایی ایستاده و در سر دیگر آن ، طیف مافیایی که هم نقاب اصلاح و هم حتی پوستین اصولگرایی بر رخ و تن دارند . کسانی که با زیرکی و استفاده از ابزار قدرتی که نام های بزرگ برایشان به ارمغان آورده اند در سایه ی آن استوانه ها !! شیشه ای را می شکنند و تا داد مردم در می آید انگشت اشاره به سوی دولت دراز می کنند .
نمی خواهم سهم دولت در آشفتگی کنونی را منکر شوم . بالاخره کسی که در رقابت مسئولیتی را بر عهده می گیرد در کنار انتفاعی که خود یا هم مسلکانش از مقبولیت وی می برند می بایست تمام توان خود را برای عمل به وعده هایش بسیج کند و اگر رقیب خواست مبارزه را پای سفره ی ملت بکشاند و با ایجاد نارضایتی عمومی دولت را به زانو درآورد این مدیران حاذق اند که باید ضمن پیشبرد اهداف کلان قوه اجرایی از لطمه وارد شدن بر معیشت مردم که در نهایت به تضعیف جایگاه ملی دولت می انجامد جلوگیری کنند .

امام حسين عليه السلام هنگام حرکت از مدينه به سوي مکه اين وصيت نامه را نوشت و با مهر خويش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفيه تحويل داد:
\" بسم الله الرحمن الرحيم...؛ اين وصيت حسين بن علي است به برادرش محمد حنفيه. حسين گواهي مي دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق( اسلام) را از سوي خدا( براي جهانيان) آورده است و شهادت مي دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود.\"
امام در وصيت نامه اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
\" من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم، علي بن ابي طالب(ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد( و از من پيروي کند) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند( و از من پيروي نکند) من با صبر و استقامت( راه خود را) در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني اميه حکم کند که او بهترين حاکم است. و برادر! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست، بر او توکل مي کنم و برگشتم به سوي اوست.\"
انگيزه هاي قيام حسين(ع)
امام(ع) در سخنان خود در پاسخ وليد و مروان اولين انگيزه قيام و مبارزه و علت مخالفت خود با يزيد بن معاويه را بيان کرد و اکنون به هنگام حرکت از مدينه در وصيت نامه خود به انگيزه ديگر يا به علت اصلي قيام خود، يعني امر به معروف و نهي از منکر و مبارزه با مفاسد وسيع و مسائل ضداسلامي و ضدانساني حکومت يزيدي و اموي، اشاره مي کند و مي فرمايد:
اگر آنان از من تقاضاي بيعت هم نکنند من باز هم آرام و ساکت نخواهم نشست؛ زيرا اختلاف من با دستگاه خلافت تنها بر سر بيعت با يزيد نيست که با سکوت آنان در موضوع بيعت، من نيز سکوت اختيار کنم؛ بلکه وجود يزيد و خاندان وي موجب پيدايش ستم و گسترش فساد گشته است . و من براي امربه معروف و نهي از منکر و احياي قانون جدم رسول خدا(ص) و زنده کردن راه و رسم پدرم علي(ع) و بسط عدل و داد به پاخيزم و ريشه اين نابه ساماني ها، يعني خاندان بني اميه را قلع و قمع نمايم و همه جهانيان بدانند که حسين جاه طلب، طالب مقام و ثروت، شرور، مفسد و اخلالگر نبود و اين حالت از روز اول تا ساعت آخر و تا لحظه آخر در روح حسين(ع) متجلي و متبلور بود.
منبع : سخنان حسين بن علي عليه لسلام از مدينه تا کربلا ، محمد صادق نجمي ، ص 54
« بکردند » آنچه را دانم و دانی !
دلا خوش دار گر آن یار جانی
برفته آمده جانی تر آنی
بده مژده که گر پوتین ما رفت
به جایش آمده نک، گلستانی
یکی مردی که گر کوتاه قد است
چو دیگر کوتهان، او دلستانی
امید است اندر ایام زعامت
کند بوشهر ، کامل در زمانی
کنون ما پیر و فرتوتیم زیرا
به عشق هسته اش رفته جوانی
بگویم چشم ، گر دکتر بگوید
بوَد تقصیر امریکا گرانی
بگوید هر که تازه پست گیرد
سخن در حل بحران جهانی
چو خر مانده به کار کشور خود
کند این ادعای آنچنانی
شود آخر عیانی غشّ کالا
نگو آنم که دانی نی تو آنی
خران و گاوهای باربردار
به از این سان زعیم و حاکمانی
بگفتا شیخ ما : من رای دادم
به تخم و بیضه ی مرد چاخانی
بپرسیدم چرا؟ گفتا بترسم
که از درک عمیقش ناتوانی
چو ابرام مرا دید او ، بگفتا
ندیدم اصلح از او مردمانی !!
به تخم خویش کار مُــلک کردند
« بکردند » آنچه را دانم و دانی !
عضو ائتلاف رايحه خوش : رايحه خوش خدمت تجديد سازمان مي كند!!!
می بخواند این ترانه مر یکی یابوی خوش
ای خوشا تجدید بنیان کردن آن بوی خوش
بوی خدمت چون ز اکناف شما تصعید شد
هر شعار دکتر آن دم صرف فعل « رید » شد
دکترا ! چون بایدت قول بعید آخر زدن ؟
وعده نا ممکن و بعدش کماکان تر زدن
دکترا ! محض رضای حق شکر خوردیم ما
رای دادیمَت گمانم مغز خر خوردیم ما
راه نان و ماست را بر حلق ملت بسته ای
ابلها ! ما را چه با فناوریّ هسته ای ؟
نفت اگر از صد رود تا عرش اعلی ای صنم
چشم ملت کرده از این سفره نفتی ورم
دست بد از ملک ایران باد کوتاه و بعید
الاخص این دشمنان خانه زاد بس پلید
دامن ایران ز بدکارن کماکان دور باد
چشمتان با انقلاب بی نوایان کور باد

رایحه خوش خدمت
معلمی شغل نیست !!!!
معلم عزیزم!!
آنگاه که این جمله را می شنوم یا نوشته بر جایی می بینم فکر می کنم آخر این چه اشتباهی است که تو مرتکب شدی ؟
چرا به آینده و خوشبختی خودت و خانواده ات لگد محکمی زدی و رفتی قاطی انبیا .
معلم عزیزم ! همه به تو افتخار می کنند حتی آن شاگرد شرور کلاس هم که دهانت را آسفالت نموده بود اکنون بعد از گذشت 5 سال از شاگردیت وقتی بر مرسدس بنز پدرش گاز می دهد و آب چاله را به لباس تو که در ایستگاه منتظر اتوبوس واحدی می پاشد او هم به تو احساس احترام و افتخار می کند
اما چه کنم که مسئولین محترم این قدر هم حالیشان نیست که به همین مقدار هم که شده به تو احساس افتخار کنند .
معلم عزیزم ! آن آقا البته با نیتی دیگر جمله ای ادیبانه گفته که معلمی شغل نیست اما بر خلاف دیگر حرف هایی که مسئولان می زنند و « حرف » باقی می ماند این یک جمله تحقق پیدا کرده . معلمی واقعا شغل نیست وگرنه مجبور نبودی بعد از ساعت کلاست در آژانس و بوتیک کار کنی و یا« خانه به خانه در به در » منت شاگردهای خصوصی را بکشی .
معلم عزیزم ! راهت ادامه ندارد ! مگر مغز خر خورده ایم که اینگونه زندگی دنیا و شاید آخرت خود را بفرستیم هوا ؟ مگر نشنیده ای که کاد الفقر ان یکون کفرا ؟
بگذار ما شغل انبیا را نداشته باشیم . آخر کی انبیا به استخدام رسمی و پیمانی اشقیا در می آمدند که تو درآمدی ؟
معلم عزیزم ! مصاحبه وزیرت ر ا دیدم که می گفت بسیار ی از همکارانش یعنی شماها معلمان از مطرح شدن مسائل معیشتی کسر شانتان می آید ؟ نمی دانم ایشان با چند تای شما دوست و رفیق شفیق بوده که چنین گوهرافشانی هایی کرده است ؟
معلم عزیزم ! یک کم دیگر کوتاه بیایی هوا را هم همانند دیگر چیزها از تو دریغ خواهند کرد و از تو خواهند خواست مانند یک میکروب بی هوازی زندگی کنی !
معلم عزیزم ! یک بار بلا نسبت گوشهایت دراز شد و فکر کردی از دکان دباغی رایحه خوش خدمت به مشام می رسد اما تاپاله های خشتک نصیبت شد . این بار دیگر هوای گوشهایت را داشته باش تا بی خودی رشد نکنند .
معلم عزیزم ! به قول آن خواننده معروف : تو اون روزایی که میاد
کسی به فکر کسی نیست
هر کی به فکر خودشه
به فکر فردا کسی نیست
آری معلم عزیزم !
کسی به فکر تو نیست ! خودت به فکر خودت باش ...
معلم عزیزم ! روزت مبارک ! اما چه فایده ای برای تو دارد نمی دانم !

معلم چو شمعی است افروخته
که فوتش کند هر پدر سوخته
بُـــکُـــــن ، بُـــکُـــــن ، که داری خوب می کُـــــنی !!
این حکایت این ملک و ملت نیست ؛ اما عاقلان دانند !!!
خوشمان آمد ! هر کارتان کنیم باز هم عبد و عبید و چاکر و نوکر خودمان هستید . صحبت های آن وزیرمان هم چرت محض بود که می گفت اگر بر این مردم فشار از حد فزون گردد حتما غائله ای خواهد شد .
برای آنکه نادرستی توهماتش بر او هویدا شود بار عام دادیم هنگامی که بر اریکه مان جلوس اجلال فرمودیم به آن وزیر احمق گفتیم ببین و عبرت بگیر و دیگر از این حرفها نزن !
سپس رو به جماعت که به دستبوسی مان آمده بودند کرده و فرمودیم : امساله هر یک از رعیت که بخواهد آذوقه سالیانه اش را دریافت کند باید یک دور به ماموران درگاه همایونی « بدهد » !
این را که فرمودیم بهتی عظیم همراه با تعجب و ترس از حضرتمان در جمع پدیدار شد و جماعت دقایقی را به سکوت گذراندند...
به آن وزیر فرمودیم : دیدی ! این جماعت را هرچه امربفرماییم زهره ی نفس کشیدن شان نباشد پس هر چه بر سرشان آید حقشان است !
ناگاه صدایی از انتهای تالار برخاست .
وزیر عرض کرد : اما اعلی حضرتا ! گویا بالاخره یک نفر پیدا شد که سخنی به انتقاد بگوید .
فرمودیم نزدیک بیاید .
چون به حضورمان شرفیاب شد فرمودیم : هان مردک ! چه می گویی ؟
مردک که از ترس جبروت ما رنگ بر رخسار نداشت با کلامی منقطع خدمتمان عرض کرد :
قربانت شوم ! حال که مشیّت ملوکانه و خواست شاهانه بر « دادن » رعیت هنگام اخذ آذوقه تعلق گرفته است حقیر استدعا دارد تا تعداد بیشتری « بُـــکُـــــن » در این کار بگمارید تا رعیت بی جهت در صف ها جهت « دادن » معطل نشوند .
به آن وزیر فرمودیم : دیدی مردک راست می گفتیم ! برو و تدارک خواسته این رعیتمان را بنما تا دشمنان نگویند ما به دموکراسی و مردمسالاری احترام نمی گذاریم !!!
رونوشت به :
نهاد های مدنی
مطبوعات
فرهنگیان غیور که با وجود همه فشار ها عمده حمالی انتخابات بر دوش ایشان است .
ملت همیشه در صحنه به ویژه صحنه های میکس شده توسط دولت خدمتگزار
و
سایر رعایا
![]()