|
نوشتار روزها
|
خود فریفته!
چقدر وب پر محتوایی داریم یک زمان پر می شود از عکس و فیلم مجسمه ی عفاف سیمای جمهوری اسلامی و دیگر زمان می شود مهد ستایش از یک عقده ای عقب مانده که به لطف رانت بازیگری پدرش و به مدد بازی های سیاسی ، در یک نقش پرت، در فیلمهای امریکایی بازی می کند و تصاویر متعفنش وبلاگ به وبلاگ پخش و نشر می شود .
روی سخن با آن بازی گر و امثال او نیست ؛ که اولئک کالانعام بل هم اضل
اما راستی این قدر بی هویتی و بی ریشه گی از چه ناشی می شود .این تمجید ها و عقده خود کم بینی و اجنبی پرستی که متاسفانه بیش از صد سالی است در این مملکت با رنگ و لعاب و ماسک روشن فکری به خورد ملت دهان بین و عقل در چشم داده می شود و هر کس کورکورانه و طوطی وار این اراجیف را تکرار کند می شود یک دگر اندیش و روشنفکر و کوفت و زهر مار .
در همین قضیه اخیر کسی را در مقابل این طوفان حماقت و دین ستیزی و روشنفکر مآبی یارای دفاع از اصول و احکام اولیه ی اسلام نماند ؛ تو گویی مخالفت با دین و احکام الهی - که هر فرد معتقد و متشرع خود را ملتزم به رعایت این احکام می داند - جزیی از سیره و سنت این روشنفکران مدرسه ندیده و دانشگاه نرفته شده است .
می دانم من و یا هر کس به دفاع از ارزش های اصیل ، قامت راست کند از طرف این خیل شهوت پرست و( اجنبی نگاه ) با الفاظی ناپسند ، متهم به سنتی بودن و طرفداری از چه و چه می شود اما چه جای واهمه که در راه دوست از ملامت سرزنش گران باکی نیست .
آخر کلام آنکه دین مداران هر چند نظر مثبت نسبت به برخی ( نان دین خوران حاکم ) ندارند لیک این را نیز توجیه پذیر نمی دانند که هر ( تازه از مقعد افتاده ای ) به بهانه مخالفت و معاندت با نظام سیاسی ، نسبت به معتقداتشان لگد پرانی نماید .
چشمی کردن مجردات
یکی از فوایدی که رسانه ی ملی در چند سال اخیر برای ملت بزرگوار داشته است شناساندن امور ماورای طبیعی به شکل کاملا طبیعی به ملت بزرگوار ایران بوده .
به عنان مثال شناخت شیطان و دام هایی که ایشان در مسیر زندگی هر عدد انسان متعهد و متدین ، پهن می فرمایند و یا چشمی کردن جهان ماورای مادّه از هنرهای دانشگاه رسانه ملی است که بدون دریافت هیچ گونه شهریه ای آخرین متد های عملی شناسایی و دفع شیطان را به مخاطبین آموزش می دهد .
متدهایی که در هیچ کتاب و سند دقیق اسلامی اگرچه یافت نمی شوند اما در دکان عطاری سیمای جمهوری اسلامی ، انواع و اقسامشان موحود می باشند
نزدیک ترین احتمالی که برای هدف این مجموعه های گران بهای تلویزیونی می توان متصور شد آشنایی عموم ملت همیشه در صحنه با شیطان آن هم از نوع رجیمش و انواع راه هایی می باشد که ایشان برای نفوذ و هک کردن قلوب پاک مومنان در نظر می گیرند
لذا مومنین محترم از این پس به جای مراقبه درونی و محاسبه وجدانی می بایست مواظب شیاطینی باشند که با کت و شلوار و اگر خانم باشند با حجاب کامل اسلامی در صدد فریفتن افکار عمومی و خصوصی مومنین و مومنات و کشاندن ایشان به راه های ناصواب و جیز می باشند .
شما نیز از این پس با مشاهده خانمی که می خواهد پسربچه معصومی را زیر کامیون له کند و یا هووی شما شود و در حال زدن مخ همسر دلبند شماست ( او یک فرشته بود ) و یا با دیدن آقای جوان و مومنی که بدون سیمکارت همیشه در دسترس می باشد می توانید مراتب را به 110 یا هر رقمی که خدا و پیغمبر وجناب ضرغامی از آن راضی باشند اطلاع داده و ضمن برخورداری از پاداش معنوی در دستگیری عوامل اختلال در سیستم حمل و نقل و شبکه مخابراتی سهیم باشید .
این منم ؛ « من »
انسان طالب خودنمایی است. هر یک از ما می خواهد دیده شود . می خواهد منِ وجودش را به دیگران بنمایاند و این ( من ) باید مورد تکریم و احترام سایرین قرار گیرد.
قدرت یافتن آدمی ، او را به جایی می کشاند که دیگر احترام و اکرام جواب حس من بودن ش را نمی دهد ، گاهی تقاضای تقدیس از دیگران می کند و گاه خود را خدایگان آنها می انگارد و حتی خواهان پرستش خویشتن از جانب همنوعان است .
شاید از همین روست که فرعون و فرعونها ، پیوسته ، مستقیم و غیر مستقیم به گوش زیردستان می خوانده اند که : انا ربکم الاعلی
که این منم !! پروردگار بزرگ شما
گاه قدرت و ثروت و شهرت و حتی تحصیل و فرزند و و حتی تر عبادت و خدمت به خلق، صاحبان خود را به چنین گرداب هولناکی از گمراهی می اندازند و در این میان دامن زدن اطرافیان و حزب باد و مدهنین و چرب زبانان ، امر را واقعا بر فرد مشتبه می سازد که اوست صاحب و واجد و محق بر همه حمد ها و ثناهایی که دغل دوستان و منفعت طلبان پیرامونی درباره اش می گویند .
گاه به شوخی یا به جد لطیفه ای ی سازند که همه اش – همه ی اعتیاد یا همه این جرم و بزه – با یک سیگار ، با یک سلام و دوستی نابه جا آغاز شده ، در این باره نیز ، گاه همه اش با یک علاقه شروع می شود .
علاقه به مطرح شدن به هر قیمت و میل به مورد تکریم و تقدیس دیگران واقع شدن . و این علاقه که گاه در اعمال و رفتار دینی به نام ریا گسترش می یابد در صورت اولین اجابت ها از سوی دیگران ، فرد را رفته رفته ، حریص بر خودستایی و شنیدن نکوگویی دیگران می سازد و موجودی بار می آورد که یارای پذیرش کمترین و کوچکترین انتقادی را ندارد ؛
اگر در موضع قدرت باشد دیکتاتوری خوفناک گردد و اگر آدمیی عادی باشد به ظاهر شاید قبول نماید و در باطن هر لحظه در کمین تلافی و جبران هزیمت من ِ خویش بر خواهد آمد .
حب ستایش از سوی دیگران چشم بصیرت را نابینا و گوش جان را ناشندا می سازد و این نه مدعای من که کلام برگزیده حق تعالی – که درود حضرتش بر او باد- است که فرمود :
حب الثناء من الناس یعمی و یصم