|
نوشتار روزها
|
سرآغازم ؛ بهارآفرین
همدلان و یاران :
سال نو و بهار از راه می رسد و این بار خجسته تر و مبارک تر .
امسال طلوع بهار دلها و میلاد بهترین خـــَلق ها ، پیامبر نیکو خـُلق امین – صلوات الله علیه و اله اجمعین – شان نزولی شده بر این بیت که :
ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
امسال ، بهار رایحه گل محمدی دارد ، شمیمی که از کوی یار می آید و نیک اگر دریابی ش ، جان فزاتر و دل افروز تر از هر بهار و نوشدنی ، دل بپیراید و جان بیاراید ...
همراه خوشدل !
شاید ، بیش از پیش بر آستان جانان مقیم گشتن و سزد همچون بهار ، در جان و فکرت و کردار ، طرحی نو در انداختن .
مبارکت باد بهار
و فرخنده ات بهاری شدن و در بهار ماندن ...
مهندس آمد شاید خیلی ها می گویند « بالاخره » آمد اما به نظر من منتظر ایجاد شرایطی بود که آمدنش تضمین برد در انتخابات باشد . به زعم او احتمالا این زمان اکنون است .
شاید به نظر او اینک آن زمان فرا رسیده ؛ ولی هنوز جبهه به اصطلاح اصلاحات سر در گم است از این اعلام حضور و سماجت برای ماندن . شاید برای اینکه حضور او و عملش در زمان قدرت یابی احتمالی بیش از رقبا ، جبهه بی سرباز اصلاحات را شوکه خواهد نمود .
هر چند نگارنده را عقیده بر آن است که « هر که می خواهد بیاید هرچه می خواهد » اما احتمال ترکیدن یک دمل چرکین احساسی و غیر عقلایی که سیاست بازان شیاد باز هم نام حماسه بر آن بنهند وجود دارد .
عاقلان هشیار باشند .